قیمت سکه و ارز
۱۳۹۲/۰۱/۱۸ - ۱۱:۵۲
نقدی بر سریال تلویزیونی

خانواده ایرانی در «پایتخت» نفس می‌کشد

حضور خانواده کامل در جامعه ما که محور توسعه‌اش بر خانواده است، بسیار مهم است. خانواده در اصل داستان قرار دارد و اتفاقاتی که برای هریک از اعضای آن می‌افتد، ما را با خود همراه می‌کند.

خانواده ایرانی در «پایتخت» نفس می‌کشد

 

سرویس فرهنگی «سراج24»- فائزه ساسانی‌خواه: بیشتر مقاله‌ها، یادداشت‌ها و کتاب‌هایی که در حمایت از خانواده نوشته می‌شوند با این جمله آغاز می‌شود: «خانواده رکن اصلی هر جامعه است و باید آن را حفظ کرد.» اما چگونه؟ شیوه‌ها و ابزارهای مختلف و متعددی برای تقویت این «رکن اصلی جامعه» وجود دارد؛ یکی از این ابزارها ساخت سریال و فیلم است. در بسیاری از کشورها سریال‌ها نقش مهمی در اجرایی شدن سیاستگذاری‌های فرهنگی و اجتماعی آن جامعه دارد زیرا سریال‌ها به دلیل استفاده از جذابیت‌های بصری و انتقال پیام به گونه‌ای غیرمستقیم می‌توانند ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی را بازتولید و حفظ کند یا بالعکس آن را ضعیف و سست کرده و ارزش‌های جدیدی را به جامعه معرفی و القا کنند.
 
افراد در برابر پیام‌های پنهان و آشکار در فیلم‌ها و سریال‌ها مقاومت کمتری از خود نشان می‌دهند و به میزان محبوبیت بازیگران و مهارت آنها در ایفای نقش‌شان، قوت فیلمنامه و کارگردانی، به پیام‌های درون سریال و فیلم واکنش مثبت یا منفی نشان می‌دهند.در کشور ما ایران نیز سریال‌های تلویزیونی بسته به میزان موفقیت‌شان از اهمیت خاصی برخوردارند. ایام نوروز، فرصت مناسبی است تا فیلمنامه‌نویسان و کارگردانان فکر و اندیشه‌شان را به جامعه ایرانی عرضه کنند.
 
سریال «پایتخت- 2» که در شب‌های نوروزی از شبکه اول سیما پخش شد، از هر لحاظ در صدر جدول بهترین برنامه‌های نوروزی سیما قرار گرفت و توانست هر شب مخاطبان را با اشتیاق پای تلویزیون بنشاند.
 
فیلم از جهات بسیاری مورد تامل است؛ مهم‌ترین حسن سریال پایتخت در این است که سرگرمی صرف نیست و نکات آموزنده بسیاری دارد: استفاده و ترویج هوشمندانه نمادها و مفاهیم دینی مانند صداقت، همدلی، گذشت، همفکری، حمایت از یکدیگر در شرایط سخت و دشوار، ترویج نماز، دعا، محبت اهل‌بیت(ع) و ترسیم زندگی ساده اما موفق.
 
این سریال، برخلاف بسیاری از فیلم‌های طنز تلویزیونی با حرکات مبتذل و غیراخلاقی، کلمات یا رفتارهای زشت اما خنده‌دار مخاطب را نخنداند، بلکه با جذابیت‌های اخلاقی آنها را با خود همراه کرد تا با صدای بلند با خنده شخصیت‌های اصلی فیلم بخندد و با غصه‌هایشان گریه و با آنها همذات‌پنداری کند.
 
گرچه درباره این سریال از زوایای گوناگون می‌توان بحث کرد اما یکی از مهم‌ترین و برجسته‌ترین بخش‌های آن، نگرش به خانواده و روابط خانوادگی است که از چند منظر قابل توجه و بررسی است و این متن سعی دارد نکاتی را در این زمینه مطرح کند:
 
1- مهم‌ترین بعد این فیلم ترویج خانواده‌گرایی است. در تمام طول سریال نمونه‌ای موفق از یک خانواده کامل را تماشا می‌کنیم؛ خانواده‌ای متشکل از پدر، مادر و فرزند. حتی فراتر از یک خانواده هسته‌ای، پدر‌شوهر هم عضوی از این خانواده است؛ خانواده‌ای که رفتار و گفتارشان به ارزش‌های دینی و انسانی نزدیک است. حضور خانواده کامل در جامعه ما که محور توسعه‌اش بر خانواده است، بسیار مهم است. خانواده در اصل داستان قرار دارد و اتفاقاتی که برای هریک از اعضای آن می‌افتد، ما را با خود همراه می‌کند. مسائل این خانواده با واقعیت خانواده‌های ما سازگاری دارد و قابل تعمیم به بیشتر خانواده‌های ایرانی است و این امر، خود مخاطب را به سریال علاقه‌مندتر می‌کند.
 
2- خانواده‌ای که در سریال می‌بینیم خانواده‌ای از طبقه اجتماعی پایین، ساکن در شهری خارج از تهران هستند. این خانواده بیش از هر چیز با یکدیگر همدل و مهربانند و در شرایط سخت و دشوار یکدیگر را یاری می‌کنند. رفتار زن و شوهر با یکدیگر کاملا باورپذیر است؛ اصل در زندگی آنها صداقت، عشق و دوست داشتن است. البته در جای خود با هم بحث، بگومگو و اختلاف‌نظر هم دارند اما این بگومگو کاملا مدیریت می‌شود و به قهر و دعوا کشیده نمی‌شود.
 
مشکلات اقتصادی به زندگی آنها فشار می‌آورد و به این مشکلات به انحای گوناگون در سریال پرداخته می‌شود اما در روابط این خانواده تاثیر منفی نمی‌گذارد. همچنین ارزش روابط معنوی بیش از مادی است. در جایی از سریال می‌بینیم که هما دیدن آهو که حیوانی کمیاب است و بازی کردن کودکانش با آن را بزرگ‌ترین هدیه تولد آنها می‌داند و دیگر نیازی نمی‌بیند برای آنها جشن تولدی گرفته و کادویی خریداری شود.
 
3- بازنمایی از زن در این فیلم جالب توجه است. هما زنی تحصیلکرده است اما نقش او، بیش از هر چیز به منزله زن، همسر و مادر بسیار برجسته می‌شود؛ زن و مادری که کنشگری فعال و تاثیرگذار است، داناست، سنجیده حرف می‌زند و عمل می‌کند و حتی روابط میان افراد را مدیریت کرده و در صورت نیاز نقش میانجی را بازی می‌کند. نسبت این نوع بازنمایی از زن در خانواده ایرانی بسیار مهم است و سریال در تمام مدت موقعیت و جایگاه حساس یک زن اصیل ایرانی را در خانواده نشان می‌دهد. در موقعیت‌های تلخ و شیرینی که برای خانواده بویژه نقی رخ می‌دهد، حضور موثر هما چشمگیر است؛ مشاوره می‌دهد، همفکری می‌کند و نقی برای نظرهای او اهمیت بسیار قائل است.
 
4- یکی از آفت‌هایی که طی سال‌های اخیر سریال‌های ایرانی را تهدید می‌کند، غیبت و عدم حضور کودکان است. حذف کودکان در فیلم‌ها و سریال‌ها به منزله حذف آنها در زندگی واقعی است. در این سریال حضور کودکان برجسته است. در بیشتر سریال‌ها، زن و مرد با هم دیده می‌شوند و کودکی وجود ندارد، حتی اگر این زن و شوهر در سنین بالا باشند و اگر هم هست نقش آنها بسیار کمرنگ و نیمه‌جان است. اغلب فراموش می‌شود کودکان هم جزئی از زندگی ما هستند، حال آنکه کودکان عضو مهمی از خانواده و جامعه‌اند. از نکات برجسته در پایتخت رابطه کودکان با پدرشان است. در قسمت پایانی سریال، سارا و نیکا را می‌بینیم که روی پای پدر یا در کنار او نشسته‌اند و نقی از بودن در کنار آنها احساس خوبی دارد و این حس خوب به بیننده کاملا منتقل می‌شود. آنها حتی در بازی بزرگان جدی گرفته می‌شوند و حضور دارند.
 
5- تا همین 3-2 دهه قبل مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها عضو اصلی در خانواده‌ها محسوب می‌شدند اما امروزه تقریبا عضوی مطرود هستند. بویژه اگر دچار بیماری خاصی نیز باشند. سریال پایتخت موفق شده نقش و حرمت پدربزرگ را به‌گونه‌ای جدی، تاثیرگذار و باورپذیر مطرح کند. بابا پنجعلی، پدری است که اتفاقا به لحاظ حواس و تکلم چندان در وضع مناسبی قرار ندارد اما این وضع ذره‌ای از محبوبیت او نزد پسر، عروس و حتی نوه‌ها نکاسته است. احترام گذاشتن به او، حتی زمانی که خطا می‌کند، جزئی از باورهای این خانواده است. هنگام بازی «حقیقت یا عمل» شاهدیم حاضران از پدر می‌خواهند بازی را او شروع کند، زیرا او از همه بزرگ‌تر است. این شیوه از احترام گذاشتن از سوی خانواده بابا پنجعلی باعث می‌شود دیگران نیز حرمت او را حفظ کنند. نکته مهم این است که ما در برابر رفتار محترمانه خانواده نقی با بابا پنجعلی روش برخورد تقی، برادر نقی را مشاهده می‌کنیم؛ تقی در برابر پدر احساس مسؤولیت ندارد، دلسوزی‌ها و مراقبت‌های نقی و خانواده‌اش از پدر در او ملاحظه نمی‌شود. اهمیت این قضیه از آنجا ناشی می‌شود که در دنیای واقعی وقتی یکی از والدین دچار مشکل می‌شوند، فرزندان از زیر بار شانه خالی کرده و هریک از آنها سعی می‌کند پدر و مادرش را به دیگری پاس دهد.
 
6- استفاده از هر زمانی برای بودن در کنار هم و ایجاد تعامل و گفت‌وگو در این خانواده امری طبیعی است. گفت‌وگو و ارائه راه‌حل هنگام بروز مشکلات یا انجام بازی‌های دسته‌جمعی مانند «حقیقت یا عمل» که در قسمت پایانی سریال انجام شد، از آن جمله است. گذشت کردن از خطاهای یکدیگر و عذرخواهی هنگام اشتباه از رفتارهای خوبی است که بارها در سریال شاهد آن هستیم.
 
7- مشکلاتی که در خانواده پیش می‌آید از جمله مشکلات اقتصادی و حتی در مقطعی بیکاری نقی، منجر به سیاهنمایی و ناامیدی نمی‌شود بلکه در سراسر سریال القای روحیه امید و نشاط را شاهدیم. خانواده نقی مانند بسیاری از خانواده‌های ایرانی از مشکلات اقتصادی رنج می‌برند و وضع سخت معیشتی دارند اما با تمام این اوصاف با آرامش در کنار هم زندگی می‌کنند.
 
پایتخت 1 و 2 موفق شده است سبک زندگی یک خانواده موفق را ترسیم کند و نمونه‌ای روشن از حرکتی اسلامی- ایرانی در سریال‌سازی است. این سریال از معدود سریال‌هایی است که پس از تمام شدن نیز شخصیت‌های اصلی‌اش در ذهن مخاطب هنوز جان دارند و نفس می‌کشند و بیننده تا مدت‌ها از دوری آنها دلتنگ است.
 
منبع: روزنامه وطن امروز
اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۰
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••